معرفی اقتصاد دیجیتال”از فناوری و نوآوری تا مهارت آموزی و کارآفرینی”

مقدمه و تعریف اقتصاد دیجیتال

اقتصاد دیجیتال، اقتصاد اینترنتی، اقتصاد نوین، اقتصاد وب واژه هایی هستند که در حال شکل دادن به ساختار جدیدی از کسب و کارها هستند که مفاهیم سنتی درباره نحوه فعالیت دولت ها، سازمان‌ها، ارگان‌ها و شرکت ها و تعامل آن ها و ارائه خدمات و کالاها به مخاطبان را تغییر داده است.

اقتصاد دیجیتال یا اقتصاد دیجیتالی اولین بار در سال 1995 توسط دان تاپسکات (Don Tapscott) بعد از  تالیف کتاب اقتصاد دیجیتال (Digital Economy) مطرح شد. با وجود اینکه تعریف واحدی برای اقتصاد دیجیتال وجود ندارد می‌توان به این تعریف بسنده کرد

«اقتصاد دیجیتال را می‌توان مجموعه ای از فعالیت های اقتصادی نامید که درآن ایجاد ارزش، مبادله، تولید، فروش، توزیع و مصرف کالا و خدمات بر پایه فناوری های دیجیتال و شبکه های اطلاعاتی انجام می‌شود.»

انقلاب دیجیتال

وقتی از اقتصاد دیجیتال بحث می‌کنیم باید انقلاب دیجیتال را هم بشناسیم و تفاوت این دو را بدانیم. انقلاب دیجیتال که از سال 1980 آغاز شده است همان کارها، عملکردها و فرآیندهای قدیمی است که با استفاده از ابزارهای دیجیتال انجام می‌شوند.

اما هر گاه کارها و خدماتی انجام دادیم و ارزش هایی ایجاد کردیم که قبلا وجود نداشته است و با استفاده از تکنولوژی خلق شده اند و در واقع ساختارهای دیجیتال، جایگزین ساختارهای سنتی شده اند اقتصاد دیجیتال را تجربه کرده ایم.

 

تحول دیجیتال(Digital Transformation)

تحول دیجیتال که گاهی با «دیجیتالی شدن» و «دگردیسی دیجیتال» هم مورد اشاره قرار می‌گیرد را می‌توان نوعی بازنگری اساسی در نحوه عملکرد یک سازمان با رویکرد دیجیتال تعریف کرد.

قبل از تعریف کلی تحول دیجیتال اجازه دهید مقداری در مورد واژه «تحول» صحبت کنیم، تحول همان اصلاح و یا بهبود نیست، تحول یعنی تغییر بزرگ، شگرف، تحول یعنی تغییر در ماهیت و منطق یک پدیده. اگرچه «اصلاح و بهبود» مفاهیم قابل احترامی هستند، اما تحول چیز دیگری است.

«تحول» بیشتر به ریشه ها و ساقه ها می‌پردازد و «اصلاح و بهبود» به شاخ و برگ ها. این مورد را هم در نظر بگیرید که بدون ساختار شکنی به احتمال زیاد تحول ممکن نخواهد بود.

 تحول دیجیتال، تغییری شگرف در عملکرد یک کشور یا یک سازمان با محوریت فناوری های تحول آفرین است. اینترنت اشیا، رایانش ابری، اپلیکیشن های موبایل، رسانه های اجتماعی، واقعیت مجازی و افزوده، تحلیل گری داده، هوش مصنوعی و بلاک چین و … از مهم ترین انواع فناوری های تحول آفرین هستند.

تاکید می‌کنم تحول دیجیتال به معنی استفاده تزئینی و مدگرایانه از فناوری های نامبرده نیست. بلکه زمانی می‌توانیم مدعی تحول دیجیتالی شویم که این فناوری ها، مدل های کسب کار، تجربه های ذی نفعال مانند مشتریان و کارکنان در سطح سازمانی و شهروندان در سطح ملی و فرآیندهای عملیاتی مارا به نحو مطلوبی تغییر داده باشند.

جدول تفاوت دیجیتالی شدن، تحول دیجیتال و اقتصاد دیجیتال
مفهوم مفهوم ساده / تعریف نمونه کاربردی
دیجیتالی شدن استفاده از فناوری برای بهبود فعالیت‌های موجود ثبت‌نام اینترنتی به جای ثبت‌نام حضوری
تحول دیجیتال تغییر اساسی فرآیند، تجربه یا مدل فعالیت با فناوری بازطراحی کامل فرآیند ارائه خدمت به صورت تمام دیجیتال
اقتصاد دیجیتال خلق و مبادله ارزش اقتصادی بر بستر فناوری، داده و شبکه پلتفرم‌های آنلاین و کسب‌وکارهای داده‌محور

مهم‌ترین فناوری‌ها و ابزارهای اقتصاد دیجیتال

اقتصاد دیجیتال بر مجموعه گسترده‌ای از فناوری‌ها و ابزارهای دیجیتال استوار است که هر یک می‌توانند در ایجاد ارزش، توسعه کسب‌وکارها، افزایش بهره‌وری، بهبود فرایندها، ایجاد محصولات و خدمات جدید و شکل‌گیری مشاغل و مهارت‌های نوین نقش داشته باشند.

شناخت این فناوری‌ها از آن جهت اهمیت دارد که توسعه اقتصاد دیجیتال بدون برخورداری از زیرساخت‌های فناورانه و نیروی انسانی دارای مهارت‌های متناسب با آنها امکان‌پذیر نخواهد بود.

🤖 هوش مصنوعی (AI)
🌐 اینترنت اشیا (IoT)
🧠 یادگیری ماشین
☁️ رایانش ابری
🛒 تجارت الکترونیکی
🔗 بلاک‌چین
📊 تحلیل داده
🛡️ امنیت سایبری
📢 بازاریابی دیجیتال

هر یک از این حوزه‌ها دارای دانش، مهارت‌ها و کاربردهای تخصصی گسترده‌ای هستند که بررسی تفصیلی آن ها خارج از محدوده این مقاله است.

اقتصاد دیجیتال و تحول در کسب‌وکارها

اقتصاد دیجیتال شیوه فعالیت، تولید، فروش، بازاریابی،ارتباط با مشتریان و رقابت کسبوکارها را به طور اساسی تغییر داده است. در اقتصاد سنتی، بسیاری از فعالیت های اقتصادی به مکان، زمان و زیرساخت های فیزیکی وابسته بودند؛ اما فناوری های دیجیتال بخشی از این محدودیت ها را کاهش داده اند و امکان دسترسی سریع تر کسب وکارها به مشتریان، بازارها، اطلاعات و منابع را فراهم کرده اند.

یکی از مهم ترین آثار اقتصاد دیجیتال، تغییر در نحوه خلق ارزش است.

کسب وکارها دیگر صرفاً از طریق تولید و فروش محصولات فیزیکی ارزش ایجاد نمی کنند؛ بلکه داده، دانش،نرم افزار، خدمات دیجیتال، محتوا، ارتباطات و پلتفرم ها نیز میتوانند به منابع مهم خلق ارزش تبدیل شوند.

اقتصاد دیجیتال همچنین زمینه شکل گیری مدل های جدید کسبوکار را فراهم کرده است. فروشگاه های اینترنتی،پلتفرم های ارائه خدمات و خرید و فروش آنلاین، خدمات مالی دیجیتال، آموزش آنلاین و انواع کسب وکارهای مبتنی بر داده نمونه هایی از این تحول هستند.

از سوی دیگر، فناوری های دیجیتال میتوانند موجب کاهش برخی هزینه ها، افزایش سرعت انجام فعالیت ها، بهبود تصمیم گیری، شناخت بهتر نیازهای مشتریان و افزایش بهره وری شوند. حتی کسب وکارهایی که محصول یا خدمت آن ها ماهیت دیجیتال ندارد، میتوانند از فناوری برای بهبود فرایندهای داخلی، بازاریابی، فروش، ارتباط با مشتری و مدیریت منابع خود استفاده کنند.

بنابراین حضور در اقتصاد دیجیتال صرفاً به معنای داشتن وبسایت، شبکه اجتماعی یا فروش اینترنتی نیست؛ بلکه کسب وکارها باید بتوانند از فناوری و داده برای بهبود فرایندها، افزایش بهره وری، شناخت مشتری، نوآوری و خلق ارزش جدید استفاده کنند.

برایان تریسی میگوید :

«در دنیای تجارت، تنها کسانی شکست میخورند که در برابر تغییرات ناگهانی بازار، سفت و سخت باقی میمانند، موفق ترین مدیران، همان هایی هستند که سریع تر از بقیه خود را با طوفان های پیش رو سازگار میکنند.»

کسب و کارها نقش مهمی در ایجاد اشتغال، کارآفرینی و فعالیت های اقتصادی دارند. توسعه اقتصاد دیجیتال فرصت های جدیدی را برای این بنگاه ها فراهم کرده است تا با استفاده از فناوری های دیجیتال، بخشی از محدودیت های ناشی از اندازه، منابع مالی و محدوده جغرافیایی فعالیت خود را کاهش دهند.

فناوری های دیجیتال به کسب و کارها امکان میدهند با هزینه و امکانات کمتر به بازارهای گسترده تری دسترسی پیدا کنند، محصولات و خدمات خود را معرفی و عرضه کنند، ارتباط مؤثرتری با مشتریان داشته باشند و برخی از فرایندهای داخلی خود را بهبود بخشند. تجارت الکترونیکی، بازاریابی دیجیتال، خدمات ابری، ابزارهای تحلیل داده و هوش مصنوعی نمونه  هایی از ظرفیت هایی هستند که میتوانند در اختیار این کسب وکارها قرار گیرند.

با این حال، بهره مندی از فرصت های اقتصاد دیجیتال صرفاً با دسترسی به فناوری تحقق پیدا نمیکند.

دانش و مهارت نیروی انسانی، توانایی مدیران در شناخت و به کارگیری فناوری، زیرساخت مناسب و آمادگی سازمان برای تغییر از عوامل مهم موفقیت در این مسیر هستند.

بنابراین توسعه مهارت های دیجیتال در مدیران، کارآفرینان و نیروی انسانی شرکت ها میتواند یکی از عوامل مؤثر در افزایش بهره وری، نوآوری، رقابت پذیری و توسعه این کسب وکارها در اقتصاد دیجیتال باشد.

اقتصاد دیجیتال و بازارکار

اقتصاد دیجیتال علاوه بر تغییر ساختار کسب وکارها، بازار کار و مهارت های مورد نیاز نیروی انسانی را نیز متحول کرده است. توسعه فناوری های دیجیتال میتواند برخی مشاغل و وظایف سنتی را کاهش دهد یا تغییر دهد و در مقابل، زمینه ایجاد مشاغل، تخصص ها و فرصت های کاری جدید را فراهم کند.

فناوری های دیجیتال ممکن است در کوتاه مدت موجب کاهش برخی فرصت های شغلی شوند، اما در بلندمدت میتوانند از طریق افزایش بهره وری، ایجاد محصولات و خدمات جدید، شکل گیری کسب وکارهای نو و افزایش تقاضا، فرصت های شغلی جدیدی به وجود آورند.

یکی دیگر از پیامدهای اقتصاد دیجیتال، تغییر در شیوه انجام کار است. گسترش دورکاری، فریلنسری، پلتفرم های آنلاین و مشاغل پروژه ای باعث شده است شکل سنتی رابطه میان نیروی کار و کارفرما نیز دست خوش تغییر شود. افراد در بسیاری از مشاغل میتوانند بدون وابستگی کامل به یک محل جغرافیایی مشخص، خدمات خود را در اختیار کارفرمایان و مشتریان قرار دهند. 

در کنار این فرصت ها، اقتصاد دیجیتال میتواند چالش هایی مانند کاهش امنیت شغلی در برخی مشاغل، نوسان درآمد در فعالیت های پروژه ای و افزایش فاصله میان افراد دارای مهارت های دیجیتال و افراد فاقد این مهارت ها را نیز به همراه داشته باشد.ازاین رو یکی از مهم ترین الزامات ورود به بازار کار آینده، توانایی یادگیری مستمر و به روزرسانی مهارت هاست. سرمایه گذاری در آموزش مهارت های جدید، یادگیری مادام العمر، توسعه زیرساخت های دیجیتال و کمک به نیروی کار برای انتقال از مشاغل در حال افول به فرصت های شغلی جدید میتواند بخشی از چالش های ناشی از این تحولات را کاهش دهد.

کارآفرینی و فرصت های شغلی در اقتصاد دیجیتال

اقتصاد دیجیتال علاوه بر ایجاد تغییر در مشاغل موجود، زمینه شکل گیری فرصت های جدید برای کارآفرینی، خوداشتغالی و ایجاد کسب وکار را نیز فراهم کرده است. فناوری های دیجیتال در بسیاری از موارد میتوانند هزینه و موانع ورود به بازار را کاهش دهند و به افراد و کسب وکارها امکان دهند محصولات، خدمات، دانش و مهارت های خود را به طیف گسترده تری از مشتریان عرضه کنند.

در اقتصاد سنتی، راه اندازی بسیاری از کسب وکارها نیازمند سرمایه اولیه قابل توجه، محل فیزیکی، تجهیزات و دسترسی جغرافیایی به بازار بود. در اقتصاد دیجیتال بخشی از این محدودیت ها کاهش یافته است و یک فرد یا یک تیم کوچک نیز میتواند با برخورداری از دانش، مهارت، خلاقیت و ابزارهای دیجیتال، فعالیت اقتصادی خود را آغاز کند.

در این میان، یکی از ویژگی های مهم اقتصاد دیجیتال امکان تبدیل دانش و مهارت به ارزش اقتصادی است. فردی که دارای یک مهارت تخصصی است، در صورت برخورداری از مهارت های مکمل مانند سواد دیجیتال، ارتباط با مشتری، بازاریابی، حل مسئله و کارآفرینی میتواند از دانش و تخصص خود برای ایجاد محصول، ارائه خدمت، انجام پروژه یا راه اندازی کسبوکار استفاده کند.

بنابراین آموزش در اقتصاد دیجیتال نباید صرفاً به انتقال دانش یا آموزش کار با فناوری محدود شود. آموزش زمانی میتواند به توسعه اقتصادی کمک کند که فرد بتواند آموخته های خود را در حل مسائل واقعی، انجام پروژه، ورود به بازار کار، ایجاد کسبوکار و خلق ارزش به کار گیرد. از این منظر، توسعه اقتصاد دیجیتال نیازمند ایجاد ارتباط مؤثر میان آموزش، مهارت، اشتغال، کارآفرینی و ارزش آفرینی است. هرچه این ارتباط قوی تر باشد، ظرفیت جامعه برای استفاده از فرصت های اقتصاد دیجیتال نیز افزایش خواهد یافت.

نقش آموزش و مهارت آموزی در اقتصاد دیجیتال

اقتصاد دیجیتال فقط به فناوری وابسته نیست؛ بلکه مهم تر از آن به نیروی انسانی آموزش دیده و ماهر نیاز دارد. هرچه سطح دانش و مهارت های دیجیتال در یک جامعه افزایش یابد، ظرفیت آن جامعه برای استفاده از فناوری، نوآوری و توسعه اقتصاد دیجیتال نیز بیشتر خواهد شد. حتی اگر زیرساخت ها و فناوری های موردنیاز فراهم باشند، بدون وجود نیروی انسانی متخصص و ماهر نمیتوان انتظار داشت اقتصاد دیجیتال به صورت پایدار توسعه پیدا کند. از این منظر، سرمایه گذاری در آموزش و مهارت آموزی را میتوان نوعی سرمایه گذاری در توسعه اقتصادی و آینده جامعه دانست.

در این شرایط، مهارت آموزی باید فراتر از «دانستن» حرکت کند و به توانایی انجام کار و به کارگیری آموخته ها در شرایط واقعی منجر شود. فرد آموز شدیده باید بتواند دانش و مهارت خود را برای حل یک مسئله، انجام یک پروژه، ارائه یک خدمت، تولید یک محصول، ورود به بازار کار یا ایجاد یک فعالیت اقتصادی به کار گیرد.

از سوی دیگر، سرعت تغییر فناوری باعث شده است که آموزش به یک مرحله محدود از زندگی افراد منحصر نباشد. بسیاری از مهارت هایی که امروز مورد نیاز بازار کار هستند ممکن است در سال های آینده تغییر کنند یا با مهارت های جدیدی تکمیل شوند. به همین دلیل، توانایی یادگیری مستمر و به روزرسانی مهارت ها به یکی از الزامات فعالیت در اقتصاد دیجیتال تبدیل شده است. بنابراین نظام های آموزشی و مهارتی باید بتوانند میان دانش، مهارت و کاربرد عملی ارتباط برقرار کنند و افراد را نه فقط برای دریافت مدرک، بلکه برای حل مسئله، اشتغال، کارآفرینی و ارزش آفرینی آماده سازند.

با توجه به سرعت تغییر فناوری، سواد دیجیتال نیز یک مهارت ثابت و یکبار آموختنی نیست. افراد باید بتوانند در طول زندگی خود با ابزارها، فناوری ها و شیوه های جدید کار و ارتباط آشنا شوند و متناسب با تغییرات محیط زندگی و بازار کار، مهارت های خود را توسعه دهند.از این رو نظام های آموزشی باید امکان یادگیری و مهارت آموزی را برای گروه های مختلف سنی فراهم کنند. در چنین رویکردی، سن به تنهایی مانع یادگیری محسوب نمیشود و کیفیت طراحی آموزشی، نیازهای فراگیران و توجه به تفاوت های فردی اهمیت بیشتری پیدا میکند.